سيد احمد على خسروى

639

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

در شكستن استخوان ساق در شكستن ساق هميشه شكستن قصبة صغرى سالم‌تر است از شكستن قصبة كبرى زيرا ستون و حافظ ما فوق همان قصبة كبرى است و اگر قصبة صغرى شكست مانع از راه رفتن نمىشود پس اگر قصبه كبرى شكست يا از فوق مىشكند و يا از پائين متصل بكعب و يا از وسط مىشكند و يا به طرز مورّب بنا بر هرحال اگر جدا شده از يكديگر اگر عكس شد بهتر و اگر نشد با دست كشيدن شناخته مىشود كه از كجا شكسته و بچه شكل جدا شد بايد مجبر بتوسّط دست كشيدن در محلّ خودش قرار دهد و به‌بندد تا پنجاه روز بماند و محكم گردد و اگر جدا نشده است و از يك طرف شكسته و بيرون آمده سر استخوان در زير جلد با دست كشيدن شناخته مىشود پس بايد بفشار دست سر استخوان را منضم به استخوان ساق كنند و محكم به‌بندند تا محكم گردد و گاهى استخوان ساق خورد مىشود در چنين حال بايد معالج بتوسّط دست كشيدن استخوان‌ها را در جاى خودش قرار دهد و به‌بندد مدت پنجاه روز بماند تا محكم گردد و اگر قصبه صغرى شكست به همان طريقى كه در قصبة كبرى عمل مىنمودند معالجه « 2 » مىنمايند در تشريح استخوان‌هاى قدم مقصود از قدم از بند پاست تا سر انگشتان آن و اين قدم خلق شده است در حالتى كه آلت است از براى ثابت ماندن و ايستادن بالاى آن و شكل اين قدم بلند و مايل بقدام و از وسط بالا رفته كه گودى در آن ظاهر شده است و به اين گودى اخمس مىگويند براى اينكه در راه رفتن به زمين گير كرده و در مثل

--> ( 2 ) و گاهى استخوان بزرگ ساق در اثر سخت به زمين يا به سنگ خوردن از وسط طولى مىتركد و از وسط باز مىگردد علامتش اين است كه اگر پاى مئوف را تاب دهند و به پيچند به طرف يمين و يسار و به طرف پاى ديگر در كنار وحشى ساق قدر درد و ترك درد ظاهر گردد و اگر از بالاى ساق نزديك به زانو محكم به بندند درد بر طرف گردد در تاب دادن آن پا بيمين و يسار و اين دليل است بتركيدن استخوان ساق به طول آن و باز شدن آن است از طرف طولى و علاجش اين است كه از طرف ساق نزديك زانو به‌بندند محكم مدتى بماند تا محكم گردد